تبليغاتX
*ما جز خدا کسی را نداریم*
*ما جز خدا کسی را نداریم*
به کافه وبلاگ صادق صالحی خوش اومدین...**** 
قالب وبلاگ


تقدیم به همسفران جاده مهر


بیا دست هایت را در دستان آشوب زده ی من بگذار و غبارِجهنمی رنج ها را از پیشانی ام بزدای.بیا با من از شط رنگ ونیرنگ بگذر و همسفر جاده ی مهر باش...


 

ادامه مطلب
[ چهارشنبه نوزدهم آبان 1389 ] [ 10:47 ] [ صادق صالحي ] [ ]


فقط به خاطر رویای تو


رو به رویای قشنگت بارها خوابیده بودم
حرف شیرین خواب زیبا گفته بودی دیده بودم

با سرانگشت نوازش از گیاه بوسه هایت
میوه هایی مثل آتش با ظرافت چیده بودم

من نگاهم از خیالت تر شد اما مثل شبنم
از خجالت سکته کردم چون ترا فهمیده بودم

پیچکی دیوانه بودم توی سودا خیز پایت
ناخودآگاهانه مجنون بارها رقصیده بودم

راز ابروهای نازت ناز چشم نیمه بازت
بارها در اوج مستی از خدا پرسیده بودم
 

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 22:37 ] [ صادق صالحي ] [ ]


در مدرسه از نشاطمان کم کردند

 از فرصت ارتباطمان کم کردند

وقتی که به هم عشق تعارف کردیم

 از نمره انضباطمان کم کردند،،،

***********************************************

                                             درهرشب وروزالتماست کردم

                                              باماه وستارگان قیاست کردم

                                           ای عشق،توواحدعجیبی بودی!

                                          بانمره ی خوب بیست پاست کردم،،،


*****************************************************




برچسب‌ها: حاصل شبی تنهایی
[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 0:29 ] [ صادق صالحي ] [ ]

تقدیم به ناز بانوووووو***



شربت توت سیاه است آنچه بر لب ریخته

تشنه‌ها را تشنه تر کرده لبالب ریخته

 

میرعماد امشب چلیپایی به رقص آورده یا

گیسویی بر شانه لختی مورب ریخته؟

 

جان فدای خالقی که در دهان کوچکت

چند مروارید غلتان نا مرتب ریخته

 

خالقی که چشم هایت را پدید آورده و

قطره ای از آن میان کاسه شب ریخته

 

من اتاقم را همین عصری مرتب کردم و

اسمت آمد ... گوشه گوشه یاس و کوکب ریخته


داق داقه تازه از تنور دراومده




برچسب‌ها: عزیزمن خدایی که تو رو آفریده خیلی مهربونتره
[ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 18:46 ] [ صادق صالحي ] [ ]


پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست

 گشت ارشاد اگر سر برسد... بدبختیم،،،

*از دوست عزیزم حامد عسگری*


به باد امر به معروف و نهی از منکر

دل هزار پاره من ،دوتکه هم نشود،،،

*از خودم*




برچسب‌ها: پی نوشت, تکیه بر صادق تکیه بر کوهه
[ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 18:36 ] [ صادق صالحي ] [ ]


شهرسازی فوف العاده مشهد بهار 91


[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 23:19 ] [ صادق صالحي ] [ ]


غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد 

از شما دور شدن زار شدن هم دارد 


هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند 

عبد آلوده شدن خوار شدن هم دارد 


ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست 

بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد 


از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند 

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد


یازهرا(س)

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 23:9 ] [ صادق صالحي ] [ ]



تقدیم به مادر پهلو شکسته


شنیده می شود از آسمان صدایی که...

کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

نبود هیچ کسی جز خدا،خدایی که...

نوشت نام تورا ،نام اشنایی که ـ


پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد

و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد


نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد

نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد

دلیل خلق زمین و زمان معین شد

پنوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است

غزل  قصیده ی نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد

ز درک خاک مقام فراتری دارد


خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد

درون خانه بهشت معطری دارد


پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت

برای وصف تو از عرش واژه بر می داشت


چرا که روی زمین واژه ی وزینی نیست

و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست


و جای صحبت این شاعر زمینی نیست

و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست


خدا فراتر از این واژه ها کشیده تورا

گمان کنم که تورا، اصلا آفریده تورا


که گرد چادر تو آسمان طواف کند

و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف کند


ملک ببیند وآنگاه اعتراف کند

که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

کتاب زندگی ات را مرور باید کرد

مرور کوثر و تطهیرو نور باید کرد


در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود

و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود


درون خانه ی تو نان فقر آجر بود

شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود


بهشت عالم بالا برایت آماده است

حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است


به حکم عشق بنا شد در آسمان علی

علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی


چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!

 به نان خشک علی ساختی، به نان علی


از آسمان نگاهت ستاره می خواهم

اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم-


به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم

کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم


شکسته آمده ام تا شکسته بنویسم

و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم


به شعر از نفس افتاده جان تازه بده

و مادری کن و اینبار هم اجازه بده


به افتخار بگوییم از تبار توایم

هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم


اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم

کنار حضرت معصومه در کنار توایم


فضای سینه پر از عشق بی کرانهء توست

(کرم نما و فرود آ که خانه خانهء توست)



 

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 22:57 ] [ صادق صالحي ] [ ]

مهدی جان آقای من سلام


سالی گذشت و زمین گشت در مدار تو
اما نداشت خاتمه ای انتظار تو

امسال هم همه ی هفته ها گذشت
یک جمعه اش نبود زمان قرار تو

با این شکوفه ها دل من خوش نمی شود
آید پس از کدام زمستان، بهار تو؟

قلب مرا ز خانه تکانی معاف کن
بگذار بماند به رویش غبار تو

این روزها همه به سفر فکر می کنند
من قصد کرده ام بمانم کنار تو


امسال که من به درد ظهورت نخورده ام
سال جدید کاش بیایم به کار تو


[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 14:2 ] [ صادق صالحي ] [ ]



[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 2:6 ] [ صادق صالحي ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

همه یک به یک مهربانی کنیم

ز ایران زمین پاسداری کنی

بگوئیم این جمله در گوش باد

چو ایران نباشد تن من مباد

امکانات وب